لسان الملك سپهر
114
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
آنگاه كه زمزم باديد آمد نام اين ابار « 1 » بر افتاد و زايرين بيت اللّه از آن آب نوشيدند ، و بنو عبد مناف بدان بر قريش و ديگر قبايل عرب فخر همىكرد ، چنان كه مسافر بن ابى عمرو بن اميّة بن عبد شمس بن عبد مناف گويد : بيت ورثنا المجد من آبا * ئنا فنمى بنا صعدا « 2 » أ لم نسق الحجيج « 3 » و نن * حر الدّلاقة « 4 » الوفدا « 5 » و نلقى عند تصريف ال * منايا شدّدا رفدا « 6 » فان نهلك فلم نملك * و من ذا خالد ابدا و زمزم فى ارومتنا « 7 » * و نعقا « 8 » عين من حسدا بالجمله عبد المطّلب بعد از حفر زمزم عظيم بزرگوار شد و سيّد البطحا و ساقى الحجيج و حافر الزّمزم « 9 » بر القاب او افزوده گشت ، و زنان همىگرفت و فرزندان همىآورد . [ اولاد عبد المطّلب ] و او را ده ( 10 ) پسر بود و پسر بزرگتر او - چنان كه مذكور شد - حارث بود « 10 » .
--> ( 1 ) . ابار : چاهها . ( 2 ) . چاپ سنگى 1320 : سعدا . ( 3 ) . آب دهندهء حاجيان . ( 4 ) . شترى كه از روى چاقى آهسته راه مىرود . ( 5 ) . پركننده قدح را از شير به يك دوشيدن . ( 6 ) . جماعة مردم . ( 7 ) . ريشه . ( 8 ) . از جا كندن . ( 9 ) . حفر كنندهء چاه زمزم . ( 10 ) . يعقوبى فرزندان عبد المطلب را ده ( 10 ) تن ذكر مىكند و گويد : حارث كه كنيهء عبد المطلب از او نام گرفته شد و قثم كه مادرشان صفيّه دختر جندب از فرزندان عامر بن صعصعه بود ؛ و زبير و ابو طالب و عبد اللّه و مقوّم كه عبد الكعبه است ، مادر اين چهار نفر فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم بود ؛ و حمزه كه مادرش هاله دختر اهيب بن عبد مناف بن زهره است ؛ و عباس و ضرار كه مادرشان نتيله دختر جناب بن كليب بن نمر بن قاسط است ؛ و ابو لهب كه نامش عبد العزّى مادرش لبنى دختر هاجر بن مناف بن ضاطر خزاعى است ؛ و غيداق كه همان حجل است و مادرش ممنّعه دختر عمرو بن مالك بن نوفل خزاعى است ( تاريخ يعقوبى ، 1 / 326 ) . اين گفته با آنچه در طبقات آمده مطابقت دارد ( طبقات ، 1 / 87 - 88 ) .